روزهای من

يكشنبه, ۷ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۱۹ ب.ظ

84

دلم ی جوریه، انگار که گرفته، انقدری که من بعد از مدت ها خودم لپ تاپو گذاشتم روی پاهام و شروع کردم به تق تق کردن، انگار که خسته ام، انگار چیزی رو کم دارم، ی چیزی باید سر جاش باشه که نیست و من نمی تونم پیداش کنم... ذهنم خیلی مشغوله، کلی چیز میز  توشه که همینطوری دارن سر و صدا می کنن اما انقدری واضح نیستن که بتونم متوجه بشم چی هستن و چی می خوان و چکار باید کنم سر و سامون پیدا کنن

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۹/۰۷
مهسا

نظرات  (۵)

۰۷ آذر ۹۵ ، ۱۹:۲۸ لی لی پوت پولکیان
به خاطر پ شدنه این حس و حال یه چایی بخور خیلی تاثیر میذاره روی آروم شدن ذهن :) خودت رو به یه لیوان چای دعوت کن :*
پاسخ:
باوووووشه، اما دیگه آخراشم من (:
میفهمم این حس رو توی ذهنت یه شات گان میاد که میخوای یه تیر خلاص خرج مغزت کنی :)
پاسخ:
دقیقا
خودتو به یک کافی شاپ دعوت کن! استراحت کن! یه روز برا خودت باش
اینجوری همه چیز خود به خود اوکی میشه
پاسخ:
فکر خوبیه، از اونجایی که معمولا دور و برم شلوغه شاید تنهایی حالمو خوب کنه
۰۷ آذر ۹۵ ، ۲۰:۴۳ شنه بهاری
سلام مهسا جون 
ممنونم بابت نظر گرمت...عکس پروفایل متعلق به خودمه عزیز 
آره واقعا از اینکه شبیه مامانم شدم خیلی خوشحالم ,یکی از خاله هام منو می بینه گریه می کنه می گه لب و بینیت شبیه مادرته. .ولی این دفه کامل لبم عین مامانم شدم متاسفانه من از موهای بور و قد بلند و چشمای میشی مادرم فقط لب و بینین به اون رفت و شبیه خانواده پدریم هستم 
راستی یه هم اتاقی گل به اسم آرزو داریم اهل همدان هست ...خیلی دختر خوبیه
پاسخ:

عزیـــــــــــــــــــــــــــتزم ♥♥

همدانیا خوبن خب |:

۱۴ دی ۹۵ ، ۱۳:۲۴ آرش مهاجر
چرا همه چی رمزیه...؟
پاسخ:
خب خاطراتن

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی